معرفی
کتاب مصور «او هیچوقت نمیدانست ساعت چند است و داستانهای دیگر» نوشتهی «انید بلایتون» را «دایانا کچپول» تصویرگری کرده و «میرعلی غروی» به فارسی برگردانده است. «خوک خال خال سبز»، «سوت حلبی»، «گلسینهی طلایی»، «توتهای سمی»، «در ایستگاه اتوبوس»، «روسری خانم مادل»، «پسری که لگد میزد» و… عنوانهایی از داستانهای این مجموعه است. در بخشی از داستان «کار من نبود» میخوانیم: «تمام ماجرا از یک روز صبح شروع شد. یعنی وقتی رولی، نوهی کوچولوی خانم کلیک، توپش از روی دیوار افتاد توی باغ آقای شاوتر. البته اگر آقای شاوتر توی باغ روی صندلی تاشوی خود، درست همان جایی که توپ افتاد، به خواب سنگینی فرونرفته بود و خوابهای شیرین نمیدید، مسئلهای نبود. ولی توپ درست روی کلهی آقای شاوتر فرود آمد. بووم! او توی خواب فکر کرد بمب روی او افتاده و ترسان و لرزان از خواب پرید. ولی وقتی فهمید که فقط یک توپ به کلهاش خورده است، با خشم و عصبانیت از جایش بلند شد. کلهی رولی را دید که از پشت دیوار بالا آمده بود. از عصبانیت فریاد کشید. رولی حسابی ترسید، سرش را دزدید و برگشت به باغ مادربزرگش.» کتاب حاضر را نشر «مرکز» منتشر کرده است.














دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.