معرفی
این رمان برشی است از زندگی سه زن ایرانی از سه نسل یک خانواده در تهران دههی ۸۰ شمسی. شخصیت اصلی داستان، آرزو، زنی که در تنگنای خواستههای مادر و توقعات دختر نوجوانش گیر افتاده، همزمان مشغول جدال با عشقی است که به پیچیدگی زندگیاش دامن میزند.
کتاب صوتی عادت می کنیم اثر زویا پیرزاد نشر نوین کتاب گویا
زویا پیرزاد، متولد سال ۱۳۳۱ در آبادان است. ایشان نزدیک به ۳۰ سال است که نویسندگی حرفهای را آغاز کرده است. عادت میکنیم «که پس از رمان بسیار موفق» چراغها را من خاموش میکنم، دومین رمان زویا پیرزاد محسوب میشود، این در سال ۱۳۸۳ توسط نشر مرکز منتشرشده و از آن زمان دهها بار تجدید چاپشده است. عادت میکنیم تاکنون « یعنی سال ۱۴۰۰» به زبانهای فرانسوی، ایتالیایی و گرجی ترجمه و منتشرشده است. نسخهی شنیداری رمان این اثر، با روایت فاطمه معتمدآریا و آهنگسازی مهدی زارع، توسط انتشارات نوین کتاب گویا به صورت نسخه صوتی با مدت زمان ۸ ساعت و ۵۰ تهیه و تنظیمشده است.
فاطمه معتمدآریا راوی عادت میکنیم:
در رمان عادت میکنیم سه نسل از زنان سرزمین ایران در تلاش برای پیدا کردن راهی بهسوی خوشبختی و خوشحالی هستند؛ زنان توانمندی که در جهان پیرامون خودشان بهدوراز کلیشههای رایج ابراز عقیده میکنند، احساساتشان را بروز میدهند و از سر عناد با تقدیرشان میجنگند، و آرام و بیصدا قدم به حریم یکدیگر میگذارند و همچون زنجیری محکم سه نسل را به هم وصل میکنند. در طول خوانش کتاب برای مخاطبان آن، با صدایی آهستهتر از درون، کتاب را برای خودم میخواندم و به دنبال تبدیل قصه به فیلمنامه بودم، میتوانستم خودم را با شرایط زندگی هر سه نسل تطبیق بدهم و به تصویر کشیدن آنها مرا سر شوق انجام یک کار جدید آورد.
مهدی زارع آهنگساز عادت میکنیم:
گاهی نغمهها آزاد در هر مکان و فضایی رها میشوند و گاهی بهاجبار فقط در مسیر مشخص بالا و پایین، بیآنکه بدانند پایان این فرکانس به کجا خواهد بود؛ شاید هم هیچوقت پایانی نباشد و سرگردانی پیشرو. نغمههای زندگی گاه به عادت هستند و گاه به شوق. این روایت موسیقی عادت میکنیم. «هست از نگاه من؛ روایت نسلها، مادربزرگ، مادر و فرزند و همنسلیهای هر سه و هرکدام با زیست جهانهای متفاوت خود. سعیام بر آن بود که برای هر نسل و نگاه آن، یک ساز و ملودی معرف باشد ولی همانگونه که نسلهای مختلف در کنار هم زندگی میکنند، سازها و نغمهها هم در کنار همآمیخته و تنیده شده و روایت جبر و اختیار زندگی رادارند. چون موسیقی تیتراژ که خلاصهی قصه از زبان موسیقی است؛ البته از نگاه آهنگساز. امیدوارم که موسیقی این اثر ارزشمند در همراهی با قصه موفق بوده باشد و به درک و ارتباط شنوندگان، با قصه و روایت آن کمک کرده باشد.

















دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.